๑۩۞۩๑سرزمین عشق ๑۩۞۩๑
شنبه 21 اسفند 1389برچسب:, :: 14:11 :: نويسنده : vahid
زمان های قدیم٬ وقتی هنوز راه بشر به زمین باز نشده بود. فضیلت ها و تباهی ها دور هم جمع شده بودند. شمردن کرد: یک٬ ... دو٬ ... سه٬ ... ! عشق رفت وسط یک دسته گل رز آرام نشت. اصلا تلاش نکرده بود تا قایم شود. به دیگران رسید. اما از عشق خبری نبود. گرفت و آرام در گوش او گفت: عشق در آن سوی گل رز مخفی شده است. کند و آن را با تمام قدرت داخل گل های رز فرو برد. را جلوی صورتش گرفته بود و از بین انگشتانش خون می ریخت. نمیتونی کاری بکنی٬ فقط ازت خواهش می کنم از این به بعد یار من باش. به احساس تمام آدم های عاشق سرک می کشند
|
درباره وبلاگ ![]() نام : غم نام خانواگي:بيسیک نام پدر:درد نام مادر: پريشاني نام پدربزرگ : درويش تنها نام مادربزرگ : سلطان غم محل تولد:ويرون شهر تاريخ تولد:يكي از روز هاي باروني شماره شناسنامه : عدد تنهايي شغل:منتظر وضعيت فكري:فقط سوال جرم:افراط درعاشقي تاريخ جرم:روز اول خوشي ساعت جرم:شروع تپش قلب محل جرم :آشيان دوست علت جرم:فقط زندگي وزن:به سنگيني بغض چند ساله قد:كمتر از خاك رنگ چشم:صورتي رنگ مو:همرنگ درد تحصيلات:پايه آخر بد بختي مدت محکوميت : حبس ابد چراغم : شمع سقفم : اسمان مونسم : شب کارم : حسرت يادم : انتظار تو دردم : فراغ فريادم : سکوت ارزويم :ديدار تو زندگيم : فقط تو ادرس : خيابان غمستان – ميدان تنهايي – چهارراه بدبختي – خيابان رنج – کوچه غربت آخرین مطالب آرشيو وبلاگ پیوندهای روزانه پيوندها
نويسندگان ![]()
![]() |
|||||||||||||||