๑۩۞۩๑سرزمین عشق ๑۩۞۩๑
سه شنبه 20 ارديبهشت 1390برچسب:, :: 10:31 :: نويسنده : vahid
دلبستم به قلب بی وفای تو ، تنها
من بودم که سوختم در راه عشق تو
تنها من بودم که با قلبی پر از حسرت
اینک تنها مانده ام و هیچ نفسی ندارم
مثل برگی خشکیده ام ، هیچگاه خودم
را اینگونه پریشان و خراب ندیده ام
مثل ستاره ای خاموشم ، حس
میکنم در دنیا نیستم و بی هوشم
مثل کویری خشک آرزویم قطره
بارانی از جنس محبت است
این روزگار من است ، قلبم
به چه روزی افتاده است
نمیخواهم بشنوم نوای دلم را ، نمیخواهم
به یاد بیاورم گذشته ی پر از غمم را
نمیخواهم تکرار خاطره ها را ، بگذار اینگونه باشد
که نه من تو رامیشناسم و نه قلبم تو را
بگذار با خودم بگویم که هیچ اتفاقی
نیفتاده ، با شکست روبرو نشده ام ،
یا تا به حال عاشق نشده ام!
کاش میشد خاطره ها میسوخت ، لحظه هایی
که سرم بر روی شانه هایت بود ،
دستم درون دستهایت بود ، لحظه هایی
که در کنارت قدم میزدم ،
هر شب با صدای تو به خواب میرفتم ،
کاش میشد همه اینها از خاطرم محو میشد ،
تا دیگر دلم در حسرت آن روزها
نمیسوخت ، قلبم چشم به آمدنت نمیدوخت
یعنی میشود همه چیز را از یاد ببرم ،
یعنی میتوانم فراموشت کنم ؟
یعنی میتوانم برای همیشه بی خیالت
شوم ، آرام باشم و آرام نفس بکشم
مدتیست بدجور حالم خراب
است ، فکر کنم دیوانگی محض است
که هنوز قلبم عاشق قلب بی وفای تو است |
درباره وبلاگ ![]() نام : غم نام خانواگي:بيسیک نام پدر:درد نام مادر: پريشاني نام پدربزرگ : درويش تنها نام مادربزرگ : سلطان غم محل تولد:ويرون شهر تاريخ تولد:يكي از روز هاي باروني شماره شناسنامه : عدد تنهايي شغل:منتظر وضعيت فكري:فقط سوال جرم:افراط درعاشقي تاريخ جرم:روز اول خوشي ساعت جرم:شروع تپش قلب محل جرم :آشيان دوست علت جرم:فقط زندگي وزن:به سنگيني بغض چند ساله قد:كمتر از خاك رنگ چشم:صورتي رنگ مو:همرنگ درد تحصيلات:پايه آخر بد بختي مدت محکوميت : حبس ابد چراغم : شمع سقفم : اسمان مونسم : شب کارم : حسرت يادم : انتظار تو دردم : فراغ فريادم : سکوت ارزويم :ديدار تو زندگيم : فقط تو ادرس : خيابان غمستان – ميدان تنهايي – چهارراه بدبختي – خيابان رنج – کوچه غربت آخرین مطالب آرشيو وبلاگ پیوندهای روزانه پيوندها
نويسندگان ![]()
![]() |
|||||||||||||||